دیشب
ديشب توخواب و رويا ، تو چله ي آسمون
دامي زدم تو ابرا ، يه آسمونو چيدم
ديشب تويه نگاه ها، يه آسمونو چيدم
رو دامن ابر وماه ، يه تك ستاره چيدم
ديشب دوباره ابرا، خال نگاتو ديدن
از مخمل اون نگات ، يه تك ستاره چيدم
رفتي واشك پلكات ابري شده خيالم
از گونه هاي سرخت يه تك ستاره چيدم
پلكي زدي به خنده ، اشك نگات و ديدم
از ديدگان زيبا سرمه نگات و ديدم
فرياد زدي تو اون شب ، تو دامن آسمون
تو بهت تنهايي ام ، يه تك نگار و چيدم
خنده هاي مكرر ، تو بغض تنهايي ام
از اين پايين تا بالا ، يه تك نگار وچيدم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 18:38 توسط حامد
|
حامد منیعی