ديشب توخواب و رويا ، تو چله ي آسمون

دامي زدم تو ابرا ،  يه آسمونو چيدم

ديشب تويه نگاه ها، يه آسمونو چيدم

رو دامن ابر وماه ، يه تك ستاره چيدم

ديشب دوباره ابرا، خال نگاتو ديدن

از مخمل اون نگات ، يه تك ستاره چيدم

رفتي واشك پلكات ابري شده خيالم

از گونه هاي سرخت يه تك ستاره چيدم

پلكي زدي به خنده ، اشك نگات و ديدم

از ديدگان زيبا سرمه نگات و ديدم

فرياد زدي تو اون شب ، تو دامن آسمون

 تو بهت تنهايي ام ، يه تك نگار و چيدم           

خنده هاي مكرر ، تو بغض تنهايي ام

از اين پايين تا بالا ، يه تك نگار وچيدم